تبلیغات
دانشجویان علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران ورودی 90


 معلوم نیست این درس انسان شناسی چند واحده لامصب!
تموم نمیشه…
استاد فیزیک ۲ ما یه استاد جا افتاده و تقریبا مسنی بود…
به ندرت شوخی میکرد ولی همه دوسش داشتن.
یه بار سرکلاس وسط درسش یه چیزی رو استباه گفت بنده خدا…
تا آخرای کلاس یه پسر بی مزه هی داشت نچ نچ میکرد می رفت رو مخ همه…
این شد که استاد موجه ما یهو برگشت با خونسردی تمام گفت:
کیه داره باباشو صدا میکنه؟؟؟ 
  
یه سوالی هست مدت هاست ذهن ِ منو مشغول کرده ..
من میخوام ببینم اونی که داشت زبان فارسی رو اختراع میکرد
اون روز اول …
چی شد که تصمیم گرفت قورباغه ق اولش«ق» باشه غ دومش«غ» ؟




بخاطر میخی نعلی افتاد.بخاطر نعلی اسبی افتاد
بخاطر اسبی سواری افتاد.بخاطر سواری جنگی شکست خورد
بخاطر شکستی مملکتی نابود شد
و همه اینها بخاطر کسی بود که میخ را خوب نکوبیده بود…!!!


تو کز محنت دیگران بی غمی
لذت زندگی رو تو داری میبری واقعا !


اگه یه موقعی تو یه موقعیتی گیر کردین که یکی می خواست بکشتتون زودی بگین :
>بکش ! بکش راحتم کن معطل چی هسسی؟ د یالا لعنتی !
تو همه فیلما امتحان خودشو پس داده.
البته در مورد سیلی پدر کاملا بی نتیجه بوده !

به منشی شرکتمون میگم برو تو پروگرام فایل
میگه کامپیوترو روشن کنم ؟ 
گفتم نه , چند تا سوراخ پشت کیس گذاشتن
از اونجا سعی کن به حول و قوه الهی وارد بشی
اگه کسی بهت گفت دوستت دارم
آروم بغلش کن ، نازش کن ، سرشو بذار روی شونت و یواش در گوشش بگو :
اونجایی که تو درس میخوندی ما مدیر مدرسه بودیم !


نصف عمرم در انتظار پر شدن تاکسی گذشت !


نفرین نمیکنم …
خدا ازت بگذره …
بعدم دنده عقب بیاد از روت رد شه قشنگ له شی!!!!



یه تاکسی شخصی اومد مسافر بزنه بد تاکسی خطیه نزاشت
اومد بزور یارو رو برد تو ماشین خودش بد یه کم جلوتر تصادف کرد |:
کلـــــــید‌ اســــــــرار =))))



عزیزم علاوه براینکه جات خالی نیست
سر اینکه کی جات بیاد دعواست  )
.
.
.
رفیق : این همسرته ؟
پسر : نه
رفیق : پس کیه ؟
پسر : زندگیمه !



اگر دنیــــــا برعکس بود آدما عاشق نمی شدند
عاشقا آدم می شدند



همه حرووف الفبای انگلیسی رو اینطوری یاد گرفتن یا فقط من اینطوری ام؟
A B C D E F G H I J K elemeno P Q R S T U V W X Y Z
.
.
.
تو خارج حتی گداهاشونم خارجی حرف میزنن ….. 
ما کجائیم و اونا کجا….



مامان و بابام نشسته بودن داشتن چایی میخوردن،به مامانم گفتم :
خوب حال میکنیدا پسر به این ماهی دارید
چند لحظه سکوت کردن و بهم خیره شدن
بابام یه آخی کشید و با افسوس به مامانم گفت : چاییتو بخور….
من 


از وختی بابام LCD خریده
یکی از معضلات زندگی مامانم اینه که چطوری گلدون و روش جا بده 


ﻣﯿﮕﻦ ﺗﻮ ﺑﻬﺸﺖ ﺗﺨﻢ ﻣﺮﻏﻬﺎ
ﺗﺎ ﺁﺩﻡ ﻣﺠﺮﺩ ﯾﺎ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﻣﯿﺒﯿﻨﻦ
ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ ﻣﯿﭙﺮﻥ ﺗﻮ ﻣﺎﻫﯿﺘﺎﺑﻪ !


نوشته شده در یکشنبه 1391/07/2 ، ساعت 11:07 توسط مرتضی قربانی
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام به همه بازدید کننده های محترم. این وبلاگ بچه های علوم آزمایشگاهی دانشگاه تهران ورودی 90 هست.
اینجا رو متعلق به خودتون بدونید و ما خیلی خوشحال میشیم از نظرات همه شما استفاده کنیم. از اینکه با ما همراهید بی نهایت مسروریم.
آمار سایت
تعداد نویسندگان : 14 نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
فروش بک لینک طراحی سایت